پیام دفتر اروپایی حزب ملت ایران
بمناسبت صدمین سال انقلاب مشروطه


ملت بزرگوار ایران
بمناسبت فرا رسیدن صدمین سال انقلاب مشروطه با درود به روان پاک شهدای صدر مشروطیت بهترین شادباش های خود را تقدیم یکایک شما عزیزان مینمائیم

هم میهنان ارجمند
سیاست های ایران ویران کن پادشاهان قاجار موجب شد تا بخش های بزرگی از سرزمین اهورائی ما از پیکره مام میهن جدا گردد و زیر سلطه بیگانگان در آید. بزگمردانی چون میرزا قائم مقام فراهانی و میرزا تقی خان امیرکبیر کوشش بسیار بکار بردند تا به اوضاع نابسامان کشور سر و سامانی بدهند و ایران را از ورطه ورشکستگی سیاسی رهائی بخشند ولی دسیسه درباریان و مزدوران بیگانه که منافع نامشروع خود را در خطر می دیدند موجب شد تا این دو رادمرد آزادیخواه به زیر تیغ جلادان بروند تا زمینه برای چپاول ثروت های ملت بیش از پیش آماده گردد. ملت ایران که تا آن زمان به نام رعیت شناخته می شد و هیچ نقشی در اداره سرزمین آباء و اجدادی خود نداشت، علیه ظلم و ستم و بی عدالتی های ناشی از استبداد سلطنتی بپا خاست و توانست فرمان مشروطیت را به امضاء مظفرالدین شاه قاجار برساند و به دوران استبداد و یکه تازی پادشاهان و شاهزادگان قاجار خاتمه دهد

با روی کار آمدن محمدعلی شاه، استبداد بار دیگر به زور سرنیزه قزاقان لیا خوف حاکم شد. زندان ها جای آزادیخواهان گردید و شکنجه و کشتار براه افتاد تا نفس ها در سینه حبس گردد و مردم کور و کر و لال، خاموش در کنج خانه هایشان زمین گیر شوند. در اجرای این امر، شیخ فضل الله نوری فقیه جامع الشرایط با فتوای خود اراذل قمه کش و اوباش چماقدار را به کمک قزاقان لیاخوف فرستاد تا به گسترش فضای خفقان زده یاری رساند و بدین ترتیب ثابت نماید که
«بنای احکام دین به تفریق و جمع مختلفات است نه بر مساوات »

اما در آن اوضاع ظلمانی به ناگاه بارقه ای درخشید و آسمان تیره ایران زمین را منور ساخت. سرزمین دلیرپرور آذربایجان این بار ستارخان سردار ملی را تقدیم تاریخ نمود. ستارخان همراه همرزم دلاورش باقرخان سالار ملی با عزمی راسخ و اراده ای پولادین بپاخاستند و موجب شدند تا تبریز قهرمان سکوت را بشکند و چشم ها را باز، گوشها را شنوا و زبانها را گویا نماید و خون تازه ای در رگ ها به جریان افتد

قیام یک پارچه مردم، شاه مستبد را از اریکه قدرت به زیر کشاند و به خارج پرتاب نمود در نتیجه حاکمیت ملی برقرار گردید

با افسوس بسیار، اختلاف و تفرقه بین نیروهای ملی از سوئی و سرمست شدن از باده پیروزی از سوی دیگر موجب گردید تا استبداد از فضای موجود استفاده نموده این بار در زیر پوشش مشروطیت بار دیگر بر کشورمان حاکم گردد و به بهانه نوسازی و ترقی و پیشرفت، خودکامگی بر جای مردم سالاری بنشیند. در اجرای « من حکم می کنم» بگیر و ببندها از نو آغاز شد. داغ و درفش بصورت مدرن یعنی آمپول هوا در آمد! و بجای جلادان قاجار این بار روسای شهربانی و پزشگ احمدی ها در اجرای فرمان، بجای کلاه سرها « تقدیم خاک پای ملوکانه» نمودند. در این بیست سال شماری از آزاد مردان به شهادت رسیدند، میرزاده عشقی، فرخی یزدی، کلنل محمد خان پسیان، سرهنگ احمدخان پولادین، ستوان جهانسوز و...، شیخ محمد خیابانی، میرزا کوچک خان، شیخ حسن مدرس و...، وهمچنین شخصیت هائی که در روی کار آمدن و تثبیت حکومت پهلوی نقش مهمی داشتند مانند تیمورتاش، سردار اسد، داور و... بقتل رسیدند

سوم شهریور 1320 با اینکه رویداد بسیار تلخی در تاریخ معاصر ماست ولی از جهتی موجب ورود دوباره ملت به صحنه سیاست و آغاز درخشان ترین دوران تاریخ مبارزات ملت ایران گردید

بزرگمرد تاریخ ایران زمین دکتر مصدق رهبری جنبش عظیم ضداستبدادی و ضداستعماری را بعهده گرفت تا با قطع دست بیگانگان از روی نهادهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی ومذهبی، آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی را در سایه نظام مردم سالاری به مفهوم واقعی آن برقرار سازد تا بدین ترتیب اهداف انقلاب مشروطه آنگونه که خواست ملت ایران و انقلابیون صدر مشروطیت بود برآورده شود

استعمارگران که منافع نامشروع خود را در خطر می دیدند و ترس از اینکه جنبش ملت ایران موجب حرکت های ضد استعماری ملت های آسیا و افریقائی گردد با طرح کودتای ننگین 28مرداد و اجرای آن بدست مزدوران داخلی، موجب سقوط حکومت ملی ایران را فراهم کرده و نظام وابسته سلطنتی را بمدت 25سال بر کشورمان مسلط نمودند

از همان فردای کودتا، استبداد و اختناق بر میهنمان مسلط شد. بگیر و ببندها از نو آغاز گردید. دادگاه های نظامی بکار افتادند تا خوراک جوخه های اعدام را تدارک نمایند. فرمانداری نظامی و سپس ساواک با ایجاد فضای رعب و وحشت سعی نمودند تا مردم را به سکوت وادار نمایند. ولی چراغی را که مصدق بزرگ فرا راه ملت ایران قرار داده بود هیچگاه خاموش شدنی نبوده و نخواهد بود. از همان فردای کودتا تنی چند از پیروان راستین مکتب مصدق بزرگ برای مبارزه با حکومت کودتا چیان نهضت مقاومت ملی را پایه گزاری نمودند

بدین ترتیب مبارزه با استبداد ادامه یافت و در این دوران دانشجویان دلاور سهم بزرگی را بر عهده گرفتند تا جائی که حریم مقدس دانشگاه باره ها توسط نیروهای مسلح و الوات چماقدار حکومتی شکسته شد که نمونه بارز آن یورش سربا زان ارتش شاهنشاهی در شانزدهم آذر 1332به داخل دانشگاه تهران و به شهادت رساندن سه تن از فرزندان قهرمان این آب و خاک بود. مصدق بزرگ سعی بسیار نمود تا محمدرضا شاه را وادار کند با عبرت گرفتن از عاقبت کار محمدعلی شاه و همچنین پدرش رضا شاه، بعنوان یک پادشاه دموکرات حریم قانون اساسی را رعایت کرده و از دخا لت در امور دولت و مجلس پرهیز نماید. ولی شاه نه تنها حرمت قانون اساسی را که خونبهای ملت شریف ایران بود نگه نداشت بلکه با کمک بیگانگان دولت ملی دکتر مصدق را بوسیله کودتا برکنار و بیست و پنج سال استبداد سلطنتی را برکشورمان حاکم نمود

مبارزات ملت ایران برای برقراری مردم سالاری و اجرای کامل قانون اساسی، همچنان ادامه یافت. در خردادماه 1356 رهبران جبهه ملی که خطر را بوضوح احساس می کردند طی نامه سه امضائی، آنرا به شاه گوشزد نمودند. در این نامه سرگشاده، زنده یادان دکتر کریم سنجابی، دکتر شاپور بختیار و داریوش فروهر خطاب به شاه چنین نوشتند
«فزایندگی تنگناها و نابسامانی ها ی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور چنان دورنمای خطرناکی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده که امضاء کنندگان زیر بنا بر وظیفه ملی و دینی در برابر خلق و خدا با توجه به اینکه در مقامات پارلمانی و قضائی و دولتی کشور کسی را که صاحب تشخیص و تصمیم بوده و مسئولیت و مأموریتی غیر از اجرای « منویات ملوکانه» داشته باشد نمی شناسیم و درحالیکه تمام امور مملکت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انشاء قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در کف اقتدار اعلیحضرت قرار دارد. بنا براین مسئولیتها را منحصر و متوجه به خود فرموده اند، این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین تقدیم حضور می نمائیم.

در زمانی مبادرت به چنین اقدامی می شود که مملکت از هرطرف در لبه پرتگاه قرار گرفته، جریانها به بن بست رسیده است. بنابراین تنها راه بازگشت و خلاص از تنگناها و دشواریهائی که آینده ایران را تهدید میکند، ترک حکومت استبدادی، تمکین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات و اجتماعات، آزادی زندانیان سیاسی و تبعید شدگان سیاسی و استقرار حکومتی است که متکی بر اکثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را بر طبق قانون اساسی مسئول اداره مملکت بداند»

اما شاه که مست غرور قدرت مطلقه خود شده بود، نه تنها به این اخطار رهبران ملی توجه ای نکرد بلکه به ساواک دستور داد تا نویسندگان نامه را گوشمالی بدهند. زمانی چشمان محمدرضا شاه به روی حقایق گشوده شد که زنگ خطر به صدا در آمده بود وایشان از طریق تلویزیون، طی پیامی خطاب به ملت ایران گفتند
«من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم»

اما دیگر دیر شده بود. نوشدارو پس از مرگ سهراب فایده ای نداشت چون سد شکسته و سیل انقلاب سرازیر شده بود. کودتای 28مرداد1332ضربه مهلکی بر پیکر مشروطیت وارد آورد و این کالبد مجروح در اثر بی توجهی روز به روز بر وخامتش افزوده میشد. زمانی بفکر معالجه آن افتادند که روح از کالبد خارج شده و در روز 22 مرداد 1357 بخاک سپرده شد

از فردای کودتای 28 مرداد دوباره مبارزه علیه استبداد آغاز گردید و بمدت 25 سال با فراز و نشیب هائی ادامه داشت تا در اثر یکپارچگی مردم و سازمان های سیاسی، در 22 بهمن 1357 انقلاب پیروز شد. اما با افسوس بسیار این بار نیز اختلاف و تشتت بین سازمان های سیاسی و تفرقه در بین انقلابیون موجب شد تا آن دسته از روحانیون که پیرو شیخ فضل الله نوری و همواره مخالف آزادی و برابری انسان ها و عدالت اجتماعی بودند از این فرصت استفاده نموده و بسرعت قدرت را در دست گرفته و انقلابی را که میرفت تا سرمشقی شود برای ملت های اسیر استبداد و در بند استعمار، به کژراهه کشاندند. بار دیگر بگیر و ببندها، شکستن قلم ها و دوختن دهان ها، زندان و شکنجه، اعدام و ترور آزادیخواهان آغاز گردید آنهم با شدتی بیشتر. در اثر سیاست های نادرست و مخرب دست اندر کاران حکومت، موجب شده است ایرانی با آن فرهنگ پویا و غنی به ملتی عقب افتاده و فناتیک به جهانیان معرفی شود و از این هم ناگوارتر ایران را کا نون تروریست پرور بنامند. ملت با فرهنگی که 25قرن پیش اعلامیه حقوق بشر را به جهانیان عرضه داشت. ملتی که حتی آزردن موری را سرزنش می نماید و براین باور است که : به نزد کهان و به نزد مهان ______ به آزار موری نیرزد جهان

سیاست های غلط خودسرانه حکومتگران، علاوه بر فقر و بیکاری روز افزون، ابعاد فساد، مانند ارتشاء، اختلاس، رانت خواری، قتل و جنایت، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، دزدی و راهزنی و از همه دردناکتر فحشا را چنان در جامعه گسترش داده است که در درازنای تاریخ، نمونه آنرا نمی توان یافت

هم میهنان گرامی
در آستانه فرارسیدن صدمین سالگرد انقلاب مشروطه با توجه به شکست انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت و انقلاب 22 بهمن، به بهای بسیار سنگینی بما آموخته است که باید به خویشتن خویش بازگردیم. باید دست از لجاجت و یکدنگی برداریم. باید از پراکندگی که خواست دشمنان است دوری گزینیم. باید از پراکندگی به یگانگی برسیم تا در سایه اتفاق و همبستگی بتوانیم جبران اشتباهات گذشته رابنمائیم و کشور رو به زوال خود را دریابیم و آن را آزاد و آباد سازیم و به هدف مقدس یکصد ساله خود که همان آزادی و استقلال و عدالت اجتماعی است با برقراری نظام مردمسالاری جامه عمل بپوشانیم. روان پاک امیرکبیرها، ستارخان ها و مصدق ها نگران ما هستند و ما در برابر نسل های آینده و تاریخ ایران زمین مسئول

دفتر اروپایی حزب ملت ایران





چاپ این صفحه       بازگشت :     به بالای صفحه     به صفحه قبل